ترجمه "ciudad" به فارسی

شهر, شهرک, مدينه بهترین ترجمه های "ciudad" به فارسی هستند.

ciudad noun feminine دستور زبان

Área con zonas residenciales, tiendas y diversiones, y su propio gobierno local. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    entidad de población urbana [..]

    El coche se descompuso cinco millas fuera de la ciudad.

    ماشین پنج مایل خارج از شهر خراب شد.

  • شهرک

    noun

    Pasé cuatro años predicando en otras cuatro ciudades, todas ellas en los estados de Nueva Gales del Sur y Queensland.

    طی چهار سال، در چهار شهرک دیگر واقع در ویلز جنوبی نو و کوینزلند به پیشگامی پرداختم.

  • مدينه

  • ترجمه های کمتر

    • medîne
    • scher
    • شهر بزرگ
    • قصبه
    • مادرشهر
    • کلان شهر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ciudad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ciudad
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    El coche se descompuso cinco millas fuera de la ciudad.

    ماشین پنج مایل خارج از شهر خراب شد.

تصاویر با "ciudad"

عباراتی شبیه به "ciudad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ciudad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه