ترجمه "clip" به فارسی
گیره کاغذ, کلیپ, کلیپس بهترین ترجمه های "clip" به فارسی هستند.
clip
noun
masculine
دستور زبان
-
گیره کاغذ
objeto metálico para agrupar papeles de forma temporal
-
کلیپ
Esta es mi develación porque les voy a mostrar un clip.
این قسمت پردهبرداری منه. چون میخوام یه کلیپ بهتون نشون بدم.
-
کلیپس
-
گیرهٔ کاغذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "clip"
عباراتی شبیه به "clip" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد کلیپ
-
کلیپ · کلیپ رسانه ای
-
کلیپ ویدیویی تعبیه شده
-
کلیپ صوتی تعبیه شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن