ترجمه "cocina" به فارسی
آشپزخانه, اجاق, خوراک بهترین ترجمه های "cocina" به فارسی هستند.
cocina
noun
verb
feminine
دستور زبان
maroma futbolística [..]
-
آشپزخانه
nounhabitación equipada para la preparación de alimentos [..]
Tom cerró la puerta de la cocina.
تام در آشپزخانه را محکم به هم زد.
-
اجاق
nounPueden construir esa cocina hasta el último milímetro.
دقیقا تا اینچ آخر اونها می تونن آن اجاق پز ها رو بسازن.
-
خوراک
nounBueno, sabía que no podía contar contigo para abastecer la cocina.
خب ، مي دونستم براي خورد و خوراک نميشه رو تو حساب کرد
-
ترجمه های کمتر
- دست پخت
- روش آشپزی
- غذا
- مطبخ
- کوره
- گرمایش الکتریکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cocina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cocina"
عباراتی شبیه به "cocina" با ترجمه به فارسی
-
پلانتینها · پلنتین
-
دستور غذا
-
دانههای روغنی
-
خوراک سنتی
-
آشپزي با ريزموج · آشپزی با تندپز · آشپزی با میکوویو
-
اجاق القایی
-
اجاق الکتریکی
-
وردنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن