ترجمه "coger" به فارسی
گاییدن, گرفتن, گائیدن بهترین ترجمه های "coger" به فارسی هستند.
coger
verb
دستور زبان
tener relaciones sexuales [..]
-
گاییدن
Me ven beber, me ven coger.
اونا منو موقع مشروب خوردن می پان ، منو موقع گاییدن می پان!
-
گرفتن
verbHay que coger el toro por los cuernos.
برای گرفتن گاو، شاخهایش را بگیرید.
-
گائیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بردن
- به دام افتادن
- به دام انداختن
- تله انداختن
- دزدیدن
- دستگیر کردن
- ربودن
- قاپیدن
- محدود ساختن
- محكم گرفتن
- گلچین کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coger"
عباراتی شبیه به "coger" با ترجمه به فارسی
-
لنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن