ترجمه "cola" به فارسی

دم, صف, دُم بهترین ترجمه های "cola" به فارسی هستند.

cola noun feminine دستور زبان

atasco de tráfico [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دم

    noun

    extremo posterior del cuerpo de un animal, especialmente cuando éste forma un apéndice flexible y distinguible del torso [..]

    El ejemplo de desventaja más comúnmente citado es la cola del pavo real.

    رایج ترین مثال برای یک نقص عضو دم طاووس است.

  • صف

    noun

    estructura de datos

    Estarán haciendo cola para detener a esos idiotas.

    اونا واسه توقف اون احمق ها صف ميکشن.

  • دُم

    Cuanto más vieja la cola, más fuerte el Oni.

    دُم هر چقدر قدیمی تر باشه ، اُنی قویتر میشه

  • ترجمه های کمتر

    • چسب
    • کولا
    • dom
    • kvla
    • اساس
    • دنب
    • دنبالچه
    • ذنب
    • سریشم
    • قسمت نهایی
    • لعاب
    • ماهیان گازگیر
    • پشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cola " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cola

Cola (avión)

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کولا

    El verdadero Santa era diferente, el Santa de Coca Cola es un engaño.

    ، نوئل واقعي يکم فرق داره نوئل کوکا کولا يه کلاهبرداريه

  • دم

    noun

    Creo que tendremos a los Colas Rojas hasta el final.

    فکر کنم براي مسير ، دم قرمزها به ما داده شدن

تصاویر با "cola"

عباراتی شبیه به "cola" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cola" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه