ترجمه "colina" به فارسی

تپه, کولین, pagórek بهترین ترجمه های "colina" به فارسی هستند.

colina noun feminine دستور زبان

productos químicos [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تپه

    noun

    accidente geográfico que se eleva del terreno circundante [..]

    Y vi a la joven Elvis comenzar a ponerse nerviosa por subir la colina.

    من الویس جوان را نگاه میکردم شروع کرد که خودش را از تپه بالا بکشد.

  • کولین

    productos químicos

  • pagórek

  • wzgórze

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Colina
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کولین

    compuesto químico

تصاویر با "colina"

عباراتی شبیه به "colina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "colina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه