ترجمه "collar" به فارسی
گردن بند, گردنبند بهترین ترجمه های "collar" به فارسی هستند.
collar
noun
masculine
دستور زبان
Artículo de joyería que se porta en el cuello.
-
گردن بند
nounArtículo de joyería que se porta en el cuello.
Parece que lo hubiesen montado en un collar o algo.
به نظر مياد از يک گردن بند يا همچين چيزي برداشته شدن.
-
گردنبند
complemento en forma de sarta o cadena que rodea el cuello
El collar es un talismán de la mismísima bruja original.
اون گردنبند خودش يکي از طلسم هاي اون جادوگره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "collar"
عباراتی شبیه به "collar" با ترجمه به فارسی
-
گردنبند مروارید (عمل جنسی)
-
مارحلقه دار
-
قلاده · قلاده سگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن