ترجمه "columna" به فارسی
ستون, اسکله, برج بهترین ترجمه های "columna" به فارسی هستند.
columna
noun
feminine
دستور زبان
Serie de celdas o entradas en una tabla vista verticalmente. [..]
-
ستون
nounelemento arquitectónico vertical y de forma alargada que normalmente tiene funciones estructurales
Tengo algo aquí, quedó atrapado en su columna vertebral.
يه چيزي اينجا پيدا کردم ، داخل ستون فقراتش گير کرده.
-
اسکله
noun -
برج
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرمقاله
- لنگرگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " columna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "columna"
عباراتی شبیه به "columna" با ترجمه به فارسی
-
انتخاب کننده رنگ
-
نمودار ستونی
-
برج تقطیر
-
ستون پنجم
-
ماهیچههای راستکننده ستون مهرهها
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
بردار ستونی
-
سرستون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن