ترجمه "comando" به فارسی

فرمان, تکاور, کاماندو بهترین ترجمه های "comando" به فارسی هستند.

comando noun verb masculine دستور زبان

Lo que se impone, ordenado a alguien por una autoridad superior. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Puedes usar un comando rápido para entrar como invitado.

    شما می توانید یک فرمان به وارد کردن نام کاربری مهمان استفاده کنید.

  • تکاور

    noun

    Está lo de " Nunca dejes atrás a otro comando ", así que aquí estoy.

    واسه اينکه هيچوقت يه برادر تکاور پشت برادرش رو خالي نميکنه

  • کاماندو

    Como se convierte un hombre comun en un Comando?

    چطوري يه مَرد عادي به يه کاماندو تبديل ميشه ؟

  • کماندو

    soldado que integra una unidad de operaciones especiales y que está entrenado para realizar operaciones tras las líneas enemigas

    Cuchillas, cigarros, comandos, navajas de muelle, mariposas.

    چاقو ، قمه ، کماندو ، چاقو ضامن دار ، پروانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comando " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "comando"

عباراتی شبیه به "comando" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "comando" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه