ترجمه "combatir" به فارسی
جنگ کردن, جنگیدن, جنگیدن با بهترین ترجمه های "combatir" به فارسی هستند.
combatir
verb
دستور زبان
Luchar; buscar obtener la victoria. [..]
-
جنگ کردن
verb -
جنگیدن
verbSugiere que nos interesa el combate, el desafío.
نشان میدهد که ما درباره جنگیدن، درباره بمبارزه طلبیدن اهمیت میدهیم.
-
جنگیدن با
verbCuando los cinco malos reyes del país de Canaán empiezan a combatir contra Gabaón, los gabaonitas mandan un hombre para que pida ayuda a Josué.
وقتی پنج پادشاه سرزمین کَنعان شروع به جنگیدن با جَبَعُونیان میکنند، جَبَعُونیان مردی را نزد یُوشَع میفرستند تا از او تقاضای کمک کند.
-
مبارزه کردن
verbPuede ser combatida, puede romperse pero también puede prevalecer.
ميشه باهاش مبارزه کرد و شکستش داد.اما ميتونه پيروز هم بشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " combatir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "combatir"
عباراتی شبیه به "combatir" با ترجمه به فارسی
-
مفقودالاثر
-
جانباز
-
غواص
-
تجهیزات مهار آتش
-
گشتزنی هوایی
-
خودرو زرهپوش جنگی
-
راهبرد مهار آتش · مهار آتش · کنترل آتشسوزی
-
تفنگ جنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن