ترجمه "comentarista" به فارسی
مراقب, مشاهده کننده, مفسر بهترین ترجمه های "comentarista" به فارسی هستند.
comentarista
noun
masculine
دستور زبان
comentarista (en un medio de comunicación foros etc)
-
مراقب
noun -
مشاهده کننده
noun -
مفسر
nouny comencé a contarle sobre mi extraño comentarista.
و شروع كردم به او درباره مفسر عجيبم گفتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comentarista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "comentarista"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن