ترجمه "comino" به فارسی
زیره, زیره سبز بهترین ترجمه های "comino" به فارسی هستند.
comino
noun
masculine
دستور زبان
Especia hecha del grano seco de la planta Cuminum cyminum. [..]
-
زیره
nounAdemás, eran comunes los condimentos como el comino, la menta y el eneldo.
به علاوه، بعضی از ادویههایی که اغلب در غذا استفاده میشد، عبارت بودند از زیره، نعناع و شِوید.
-
زیره سبز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "comino"
عباراتی شبیه به "comino" با ترجمه به فارسی
-
اوکوتئا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن