ترجمه "compra" به فارسی
بازار, خرید, بازار یابی بهترین ترجمه های "compra" به فارسی هستند.
compra
noun
verb
feminine
دستور زبان
La adquisición o el acto de compra una cosa por pago del dinero o su equivalente.
-
بازار
nounSi no lo compraban cientos de personas, no podíamos comercializarlo.
اگر چند صد نفر این محصول را نمی خریدند، نمی توانستیم آن را در بازار تولید کنیم.
-
خرید
nounEs una pena que no puedas comprar milagros de la misma forma que compras patatas.
حیف است که معجزه را مانند سیب زمینی نمیتوان خرید.
-
بازار یابی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خريد
- خریدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "compra"
عباراتی شبیه به "compra" با ترجمه به فارسی
-
سفارش خرید
-
تطمیع کردن · خريدن · خریداری کردن · خریدن · رشوه دادن
-
گربه در انبان فروختن
-
خرید اقساطی
-
خرید لوئیزیانا
-
خرید تعاونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن