ترجمه "comprimir" به فارسی
feshordan, تنگ کردن, دسته کردن بهترین ترجمه های "comprimir" به فارسی هستند.
comprimir
verb
دستور زبان
Empujar o prensar algo para que quepa en un pequeño espacio confinado. [..]
-
feshordan
-
تنگ کردن
verb -
دسته کردن
verb -
فشردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comprimir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comprimir" با ترجمه به فارسی
-
چوب اصلاحشده · چوب فشرده
-
تفنگ بادی
-
هیدروژن فشرده
-
پوآ کومپرسا · چمن گرهريش كانادايي
-
شکل لوزی · قرص · لوزی
-
حبها · پلتها
-
قرص
-
سیانجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن