ترجمه "conducta" به فارسی
اخلاق, اعمال, رفتار بهترین ترجمه های "conducta" به فارسی هستند.
conducta
noun
feminine
دستور زبان
Forma de comportarse uno mismo; forma de actuar.
-
اخلاق
nounEstoy harto de esta maldita conversación y conducta inaceptable.
ديگه حالم از اين مکلالمات مزخرف و اخلاق گندتون به هم مي خوره
-
اعمال
nounSu conducta amenazaba la pureza de la congregación y escandalizaba incluso a los no creyentes.
عمل او که حتی مورد قبول مردم بتپرست هم نبود، پاکی جماعت را به خطر انداخته بود.
-
رفتار
nounAl mismo tiempo, nuestra buena conducta no puede ocultarse, por más que algunos quieran tergiversar nuestras acciones.
از طرفی دیگر رفتار نمونهمان در برابر کسانی که تصویر غلطی از ما دارند مخفی نخواهد ماند.
-
ترجمه های کمتر
- کردارها
- کرده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conducta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conducta" با ترجمه به فارسی
-
جرم · رفتار بزهکارانه · كلاهبرداري · وحشيگري
-
شناخت درمانی
-
علوم رفتاری
-
رفتار فرهنگی · رفتار قومي
-
اختلال خوردن
-
مرامنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن