ترجمه "conflicto" به فارسی
تداخل, تضاد, درگیری بهترین ترجمه های "conflicto" به فارسی هستند.
conflicto
noun
masculine
دستور زبان
Estado de oposición o desacuerdo en ideas, intereses, etc.
-
تداخل
Lo que se dificulta en nuestra toma de decisión es cuando estas dos reglas entran en conflicto.
چیزی که تصمیم گیری را مشکل می کند وقتی است که این دو قانون با هم تداخل بکنند.
-
تضاد
nounLo que me gusta de ellos es el conflicto.
آخه بين گاوچرون ها و سرخ پوست ها يه تضاد هميشگي وجود داره.
-
درگیری
situación en que dos o más individuos con intereses contrapuestos entran en confrontación, oposición o emprenden acciones mutuamente antagonistas
Cuando era más joven, me acuerdo de que surgían conflictos.
وقتی کوچکتر بودم، یادم هست درگیری زیاد پیش میآمد.
-
ترجمه های کمتر
- ستیزه
- ناسازگاری
- کشاکش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conflicto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conflicto" با ترجمه به فارسی
-
مطالعات صلح و منازعه
-
درگیری مسلحانه
-
ناآرامی اجتماعی · ناسازگاري گروه
-
تضاد فرهنگی
-
حل منازعه
-
ناآرامی اجتماعی · ناسازگاري گروه
-
تعارض منافع
-
ناآرامی اجتماعی · ناسازگاري گروه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن