ترجمه "conjuntiva" به فارسی
ملتحمه, شبكيه, عدسيهاي چشم بهترین ترجمه های "conjuntiva" به فارسی هستند.
conjuntiva
adjective
feminine
Que sirve o tiende a conectar. [..]
-
ملتحمه
-
شبكيه
-
عدسيهاي چشم
-
ترجمه های کمتر
- قرنيه
- مردمك
- پلك سوم
- پلكها
- چشمها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conjuntiva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Conjuntiva
-
ملتحمه
عباراتی شبیه به "conjuntiva" با ترجمه به فارسی
-
بافت همبند · بافت همبندی · بافت پیوندی · پارانشيم بيمهرگان
-
التزامی
-
فرم نرمال اشتراکی
-
التزامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن