ترجمه "consorte" به فارسی
همسر, شریک, مصاحب بهترین ترجمه های "consorte" به فارسی هستند.
consorte
noun
masculine
دستور زبان
Esposa, generalmente de un miembro de la realiza o de una deidad.
-
همسر
nounTodavía soy la consorte de Evelyn.
من هنوزم همسر " اولين " هستم.
-
شریک
noun -
مصاحب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consorte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consorte" با ترجمه به فارسی
-
ملکه همسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن