ترجمه "contador" به فارسی
حسابدار, اندازهگیر, سنجه بهترین ترجمه های "contador" به فارسی هستند.
contador
noun
masculine
دستور زبان
Persona que mantiene los registros financieros de otras personas.
-
حسابدار
nounکسی که کار حسابداری انجام میدهد
Si quieres ser contador, también puedes serlo para Khalifa.
اگه تو مي خواي يک حسابدار باشي مي توني براي خليفه هم انجامش بدي.
-
اندازهگیر
noun -
سنجه
noun
-
ترجمه های کمتر
- شمارشگر
- شمارنده
- محاسب
- چرتكه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "contador"
عباراتی شبیه به "contador" با ترجمه به فارسی
-
شمارنده برنامه
-
تابع شمارش اعداد اول
-
شمارشگر گایگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن