ترجمه "contenedor" به فارسی
بارگنج, دربردارنده, محتوی بهترین ترجمه های "contenedor" به فارسی هستند.
contenedor
noun
masculine
دستور زبان
Cajón que puede ser transportado por camión y cargado fácilmente en una barco.
-
بارگنج
recipiente de carga para el transporte marítimo o fluvial, transporte terrestre y transporte multimodal
-
دربردارنده
-
محتوی
nounUn contenedor sencillo para agrupar verticalmente los elementos gráficos
یک محتوی ساده برای گروهبندی عمودی عناصر
-
کانتینر
Y entonces usted estaría parado en un contenedor con cuatro cadáveres.
اون وقت توی یه کانتینر با چهارتا جنازه وایستاده بودی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contenedor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "contenedor"
عباراتی شبیه به "contenedor" با ترجمه به فارسی
-
آزمایشگری گلدانی
-
حمل و نقل بارگنجي · حمل و نقل مخزنی
-
کشت گلدانی
-
گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
-
مورد ظرف
-
بارگنجها · جعبههاي بستهبندي · محفظهها
-
محفظه یادداشت
-
كاشت سبدي · كاشت مخزني · كاشت گلداني · نهالکاری آوندی · نهالکاری در گلدان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن