ترجمه "continuo" به فارسی
مداوم, پیوسته, ابدی بهترین ترجمه های "continuo" به فارسی هستند.
continuo
adjective
masculine
دستور زبان
Sin cortes, paradas o interrupciones.
-
مداوم
adjectiveInvestigando, me di cuenta de que se debe a que es un movimiento continuo.
در تحقیق روی آن، متوجه شدم دلیل این است که این کار یک حرکت مداوم است.
-
پیوسته
adjectiveY así, durante tres años, el pueblo de Nefi gozó de continua paz en toda la tierra.
و بدین گونه برای سه سال مردم نیفای آرامشِ پیوسته ای در سرتاسر سرزمین داشتند.
-
ابدی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بیوقفه
- تابع
- دائمی
- لاینقطع
- متوالی
- مدام
- مستمر
- منتج
- همیشگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continuo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "continuo" با ترجمه به فارسی
-
جعبهدنده متغیر پیوسته
-
یکپارچهسازی مداوم
-
فرایندهای پیوسته
-
مکانیک محیطهای پیوسته
-
سيستمهاي نظارت · مونیتورینگ · نظامهاي كنترل · پایش
-
تابع پیوسته
-
تکرار مداوم محلی
-
زنجیره گویشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن