ترجمه "contrabando" به فارسی
قاچاق, قاچاق کردن, کالای قاچاق بهترین ترجمه های "contrabando" به فارسی هستند.
contrabando
noun
masculine
دستور زبان
-
قاچاق
nounmovimiento ilegal de bienes o personas
Bueno, para una aldea diminuta hay una cantidad inusual de contrabando, incendios y asesinatos.
خب ، براي يه دهکده ي ريزه ميزه اين همه قاچاق و آتيش سوزي و قتل غير معموليه.
-
قاچاق کردن
Necesito lo que Zeke pasó de contrabando de verdad.
چیزی که زیک قاچاق کرد رو می خوام
-
کالای قاچاق
noun¿Le mostraste los que Aduana marcó de contrabando en su almacén?
بهش نشون دادی که در انبارش کالای قاچاق داره ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contrabando " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contrabando" با ترجمه به فارسی
-
الیسیکارپوس واژینالیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن