ترجمه "contrario" به فارسی

خصم, دشمن, رقیب بهترین ترجمه های "contrario" به فارسی هستند.

contrario adjective masculine دستور زبان

Invertido en orden, naturaleza o efecto. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خصم

    noun
  • دشمن

    noun

    De acuerdo con las instrucciones divinas, rodearon el campamento contrario de noche, llevando consigo jarrones que ocultaban antorchas encendidas.

    آنان مطابق راهنمایی یَهُوَه، در شب مشعلهایشان را در کوزهها مخفی کردند و اردوگاه دشمن را محاصره نمودند.

  • رقیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ضد
    • عدو
    • مبارز
    • مخالف
    • منافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contrario " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "contrario" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contrario" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه