ترجمه "contraste" به فارسی

کنتراست, انگ, تصدیق بهترین ترجمه های "contraste" به فارسی هستند.

contraste noun verb masculine دستور زبان

Suposición de una condición de antítesis o confrontación con otra cosa.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنتراست

    Se puso nervioso por apenas una inyección de contraste.

    به خاطر تزريق ماده ي کنتراست هم نگران بود

  • انگ

    noun
  • تصدیق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرحد
    • مقايسه كردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contraste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Contraste
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنتراست

    Se puso nervioso por apenas una inyección de contraste.

    به خاطر تزريق ماده ي کنتراست هم نگران بود

عباراتی شبیه به "contraste" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contraste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه