ترجمه "controlar" به فارسی
اراده کردن, خواستن, مانع شدن بهترین ترجمه های "controlar" به فارسی هستند.
controlar
verb
دستور زبان
dominar una materia o disciplina [..]
-
اراده کردن
verb -
خواستن
verb -
مانع شدن
verb -
نظارت کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " controlar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "controlar"
عباراتی شبیه به "controlar" با ترجمه به فارسی
-
رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
-
ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
-
یکسوساز کنترلشده با سیلیکون
-
كنترل گرمايي · محيط زیست كنترلشده · کنترل زیستمحیطی
-
جفتگيري كنترلنشده · جفتگیری تصادفی
-
كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
-
چراي فرعي · چراي محدود · چرای تحت کنترل
-
قيمتهاي مداخلهاي · قیمتهای کنترلشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن