ترجمه "convento" به فارسی

صومعه, دیر, مجمع بهترین ترجمه های "convento" به فارسی هستند.

convento noun masculine دستور زبان

Habitación y lugar de trabajo de una comunidad de monjes o monjas. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صومعه

    noun

    Lugar de residencia de una comunidad religiosa.

    Supongo que en el convento esas cosas no eran comunes.

    فکر کنم صومعه اونقدر بزرگ نیست که از این برنامه ها داشته باشه

  • دیر

    noun

    Los años del convento se acabaron y Emma tuvo que volver a la granja.

    سالهای دیر به پایان رسید و اما به مزرعه بازگشت.

  • مجمع

    noun

    Bragnae y yo espiábamos el convento de Brittas.

    من و براني داشتيم جاسوسي مجمع بريتانيا رو ميکرديم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convento " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "convento" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "convento" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه