ترجمه "copo" به فارسی
برف دانه, فلس, پوسته بهترین ترجمه های "copo" به فارسی هستند.
copo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Aglomeración de cristales de hielo que cae del cielo. [..]
-
برف دانه
Aglomeración de cristales de hielo que cae del cielo.
Hasta un minúsculo copo de nieve incluye en su estructura una base numérica.
حتي يک برف دانه کوچک شامل پايه هاي بيشماري در ساختارش هست
-
فلس
noun -
پوسته
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " copo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "copo"
عباراتی شبیه به "copo" با ترجمه به فارسی
-
برگسار · تاج پوشش · تاجپوشه · تاجپوشه برگ · سايبان جنگلي · سايبان درخت · سایهانداز · شبدر درختي · لایه گياهي
-
حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه · کرن فلکس
-
اسفنجها
-
حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه
-
آلاماندا
-
جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶
-
درختان غالب · ردههای درخت
-
haferfloken
اضافه کردن مثال
اضافه کردن