ترجمه "correa" به فارسی
کمربند, افسار, تسمه بهترین ترجمه های "correa" به فارسی هستند.
correa
noun
feminine
دستور زبان
cuerda o cordel no muy grueso [..]
-
کمربند
nounTe dañaste la glándula tiroidea en el choque cuando la correa cortó tu cuello.
توي تصادف ، وقتي کمربند ايمني فرو رفت توي گردنت ، غده تيروئيدت آسيب ديد
-
افسار
nounBanda de cuero (o material similar) o cadena metálica que se fiha al cuello de los perros y de otros animales para conducirlos y retenerlos.
Y envían la energía por la correa de sujeción.
و از راه افسار انرژی تولید شده را به پایین منتقل میکنند.
-
تسمه
nounCreo que tengo un problema con mi correa.
فکر مي کنم براي تسمه پروانه ماشينم اتفاقي افتاده باشه
-
نوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " correa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "correa"
عباراتی شبیه به "correa" با ترجمه به فارسی
-
پایگاه اطلاعاتی صندوق پستی
-
مورد میل فعال شده
-
گیرنده نامه
-
گروه پخش جهانی صندوق پستی فعال شده
-
آدرس پستی
-
هرزنامه · پیام ناخواسته
-
نقش زنی ضد اسپم
-
لیست پستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن