ترجمه "corteza" به فارسی
پوست درخت, پوست, باقیماندههای الوارکنی بهترین ترجمه های "corteza" به فارسی هستند.
corteza
noun
feminine
دستور زبان
Revestimiento externo del tronco y de las ramas de un árbol.
-
پوست درخت
nouncapa más externa de tallos y de raíces de plantas leñosas
Tuve que ir todo el camino a Olney, pero encontré la corteza del sauce blanco.
. آغاز شده ، باید این همه راه تا " اونلی " میرفتم. ولی تونستم پوست درخت بید سفید پیدا کنم
-
پوست
nounLa producción de almáciga conlleva mucho más que cortar la corteza de los árboles y recolectar las “lágrimas”.
کار به عمل آوردن مَصطَک پس از شکاف دادن پوست درخت و جمعآوری قطرات، هنوز تمام نشده است.
-
باقیماندههای الوارکنی
-
ترجمه های کمتر
- توژ
- خلال
- دارپوست
- ضایعات الوارکنی
- نرده چوبی
- پسماندههای الوارکنی
- پوست کندن
- پوسته
- چوب پسمانده
- کندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corteza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "corteza"
عباراتی شبیه به "corteza" با ترجمه به فارسی
-
پوسته
-
برونبخش کلیه
-
شهدکشی
-
کورتکس شنوایی اولیه
-
فراوردههای پوست درخت
-
پوست درخت (پسماندهها)
-
کاج ساقسفید
-
پوسته قارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن