ترجمه "cosecha" به فارسی
برداشت, محصول, انگور چینی بهترین ترجمه های "cosecha" به فارسی هستند.
cosecha
noun
verb
feminine
دستور زبان
Volumen o biomasa acumulado restante de la producción bruta después de tomar en cuenta las pérdidas debidas a la respiración durante la producción, la alimentación, los desperdicios, y otros factores que disminuyen la biomasa disponible restante. [..]
-
برداشت
nounEs por eso que vas a la cámara de cosecha con ellos.
واسه همين تو هم با اونا ميري به اتاق برداشت.
-
محصول
nounCantidad o medida de lo cosechado en una estación.
Malas cosechas y hambruna se volvieron recuerdos distantes.
محصول بد و خشکسالي به يک خاطره ي دور تبديل شده است.
-
انگور چینی
noun
-
ترجمه های کمتر
- برداشت (محصول)
- خرمن
- پایان درو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cosecha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cosecha"
عباراتی شبیه به "cosecha" با ترجمه به فارسی
-
گیاهان تراریخته
-
باقیماندههاي گياهي · باقیماندههای محصول زراعی · کاهبن · کلش
-
بسامد برداشت · دفعات برداشت · دفعات برش · وقفههاي برداشت
-
درو کردن · درودن
-
كاشت توام · كاشت درهم · محصولات کلشی · کشت درهم
-
برداشت مكانيكي
-
شاخص برداشت
-
برداشت مكانيزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن