ترجمه "costa" به فارسی
ساحل, دریاکنار, رانكايرد بهترین ترجمه های "costa" به فارسی هستند.
costa
noun
feminine
دستور زبان
Línea o zona en donde bordean la tierra y el mar o cualquier otro cuerpo de agua. [..]
-
ساحل
nounLínea o zona en donde bordean la tierra y el mar o cualquier otro cuerpo de agua.
Este es un palangrero que pesca en la costa sur de África.
این یک کشتی دوربرد است که در اطراف ساحل آفریقا ماهیگیری میکند.
-
دریاکنار
noun -
رانكايرد
-
ترجمه های کمتر
- سواحل
- لحاس
- نتفر ريزارس
- نديرس
- ارزش
- ساحل دریا
- كرانهها
- هزینه
- کناره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "costa"
عباراتی شبیه به "costa" با ترجمه به فارسی
-
گلد کوست
-
توازن اتلاف جهانی خاک · فرسايش خاك · فرسايش ساحلي · فرسایش · يو.اس.ال.اي
-
باقلاهاي هندي · باقلاي علوفهاي · کاناوالیا انسیفورمیس
-
جمهوري كاستاريكا · کاستاریکا
-
تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
-
پرووانس آلپ کوت دازور
-
گلد کست
-
جمهوري ساحل عاج · ساحل عاج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن