ترجمه "crío" به فارسی
بچه, تراشنده, جوانک بهترین ترجمه های "crío" به فارسی هستند.
crío
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
بچه
nounEse sitio en el bosque que los críos usan para enrollarse.
یه خلوتگاهی که بچه ها تو جنگل ازش استفاده میکردن.
-
تراشنده
noun -
جوانک
noun
-
ترجمه های کمتر
- زاده
- منگنه
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crío " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crío" با ترجمه به فارسی
-
پرورش اسكوييد · پرورش نرمتن
-
وقت گل نی
-
روشهای دامپروری · نظامهاي پرورش دام
-
پرورش اسكوييد · پرورش نرمتن
-
پرورش صدفداران
-
قفسهای پرورش جوجه
-
پروردن دام
-
اولاد · تراشنده · جوانک · زاده · زادو ولد · فرزند · منگنه · کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن