ترجمه "crema" به فارسی
کرم, سرشیر, خامه بهترین ترجمه های "crema" به فارسی هستند.
crema
noun
verb
feminine
دستور زبان
jugador con clase o calidoso en futsal [..]
-
کرم
Noun;Adjectivecolor amarillo anaranjado muy claro y poco saturado [..]
Y las empresas de cosméticos ya la están utilizando para hacer la crema regenerativa.
و هم اکنون هم شرکتهای آرایشی در حال استفاده از آن برای تولید کرم بازآفرینی هستند.
-
سرشیر
noun -
خامه
Ahora sí que podré ponerle algo de queso crema.
الان مي تونم يه مقدار پنير خامه اي هم بردارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Crema
-
کاستارد
تصاویر با "crema"
عباراتی شبیه به "crema" با ترجمه به فارسی
-
شکلات گستردنی
-
خامه · سرشیر · کرم
-
کف ریشتراشی
-
سوپ خامه اي
-
پنیر خامهای
-
کرم کره
-
کاستارد
-
لیکورها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن