ترجمه "crisis" به فارسی
بحران, سکته, ضربان بهترین ترجمه های "crisis" به فارسی هستند.
crisis
noun
feminine
دستور زبان
Período de tiempo en el que se estanca la economía, caracterizada por el alto desempleo y niveles bajos de inversión.
-
بحران
nounMuy a menudo, nos llaman la atención solo si llegan a una crisis de conducta.
اکثراً، آنها هنگامی توجه ما را جلب میکنند که به یک شرایط بحران رفتاری می رسند.
-
سکته
noun -
ضربان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crisis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crisis" با ترجمه به فارسی
-
طوفان تیروئیدی
-
مدیریت بحران
-
بحران مالی
-
بحران واحد پولی
-
فروپاشی روانی
-
بحران كشاورزي
-
بحران موشکی کوبا
-
بحرانهای اقتصادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن