ترجمه "cuartel" به فارسی
زاویه نود درجه, سربازخانه, محله بهترین ترجمه های "cuartel" به فارسی هستند.
cuartel
noun
masculine
دستور زبان
casa o lugar de reunio
-
زاویه نود درجه
noun -
سربازخانه
nounalojamiento para la tropa
Con un bidón, se desinfecta un cuartel.
با يک قوطي مي تونيم يک سربازخانه رو پاکسازي کنيم
-
محله
Suffix nounQue la gente de este cuartel ve todo lo que haces.
که مردم اين محله پيرو کارهايي که انجام ميدي ، هستند ؟
-
ترجمه های کمتر
- پروانه
- چارک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuartel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuartel" با ترجمه به فارسی
-
ستاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن