ترجمه "cubo" به فارسی
سطل, مکعب, دلو بهترین ترجمه های "cubo" به فارسی هستند.
cubo
noun
masculine
دستور زبان
cubo (recipiente para llevar agua o poner alguna cosa) [..]
-
سطل
nounrecipiente capaz de retener líquidos
Tal vez esté en el cubo de la basura.
يه مقدارش ممکنه هنوز توي سطل زباله مونده باشه.
-
مکعب
nounobjeto sólido tridimensional unido por seis lados
Es una verdadera obra maestra en el diseño de puzzles al igual que el cubo de Rubik.
این یکی از شاهکارهای حقیقی طراحی پازل است در کنار مکعب روبیک.
-
دلو
noun
-
ترجمه های کمتر
- تاس
- صندوقچه
- مكعب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cubo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cubo"
عباراتی شبیه به "cubo" با ترجمه به فارسی
-
مکعب روبیک
-
صندوقها
-
مکعب روبیک
-
سطل آشغال · سطل زباله
-
مکعب روبیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن