ترجمه "cuchilla" به فارسی
تیغ, خودتراش, ساطور بهترین ترجمه های "cuchilla" به فارسی هستند.
cuchilla
noun
feminine
دستور زبان
muy estricto o exigente (invariable en género, dicho de un profesor) [..]
-
تیغ
nounEste Rasgalluvias se rajó el ala con una red de cuchillas.
این " رین کاتر " با یه تور تیغ دار بالش به این حال و روز در اومده.
-
خودتراش
noun -
ساطور
nouny permite que la cuchilla Cas9 corte el ADN viral.
و به ساطور Cas9 اجازه قطع کردن دیانای ویروسی را میدهد.
-
ترجمه های کمتر
- چاقو
- کارد
- ساتور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuchilla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cuchilla"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن