ترجمه "cuidar" به فارسی
آراستن, حضوربهم رساندن, حمایت کردن از بهترین ترجمه های "cuidar" به فارسی هستند.
cuidar
verb
دستور زبان
Cuidar a un paciente, aplicar cuidados médicos.
-
آراستن
verb -
حضوربهم رساندن
verb -
حمایت کردن از
verb
-
ترجمه های کمتر
- داماد شدن
- دستگیری کردن
- دستیاری کردن
- شرکت جستن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuidar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuidar" با ترجمه به فارسی
-
بخش مراقبتهای ویژه
-
کمک
-
محافظت کردن
-
تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
-
مراقبت از جانور دستآموز
-
مواظبت بودن
-
باغباني پرديسه · مراقبت از پرديسه · معماري پرديسه · نگهداري پرديسه · پردیسهسازی
-
اندیشه قبلی · دور اندیشی · سرپرستی · قیمومیت · کمک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن