ترجمه "cuota" به فارسی
احتمالات, سهم, سهمیه بهترین ترجمه های "cuota" به فارسی هستند.
cuota
noun
feminine
دستور زبان
-
احتمالات
noun -
سهم
nounTener una cuota decente de la riqueza nacional para la clase media no es mala para el crecimiento.
داشتن سهم مناسبی از ثروت ملی نزد قشر متوسط برای رشد اقتصادی مضر نیست.
-
سهمیه
nounY después Solomon mencionó una cuota que aparentemente no deja de subir.
بعدش " سولومون " در مورد یه سهمیه حرف زد... که ظاهرا داره میره بالا.
-
ترجمه های کمتر
- شانس
- عدم توافق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuota" با ترجمه به فارسی
-
سهمیهبندی تولید
-
سهمیههای وارداتی
-
سهم بازار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن