ترجمه "curtido" به فارسی

دباغی ترجمه "curtido" به فارسی است.

curtido adjective noun verb masculine دستور زبان

repollo picado [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دباغی

    proceso de convertir la piel putrescible en cuero imputrescible

    Los que eran sometidos a un proceso de curtido más minucioso podían contener vino o aceite.

    از مشکهایی که بهتر دباغی شده بودند برای نگهداری روغن و شراب نیز استفاده میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " curtido " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "curtido"

عباراتی شبیه به "curtido" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "curtido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه