ترجمه "daga" به فارسی

خنجر, دشنه, خنجر بهترین ترجمه های "daga" به فارسی هستند.

daga noun masculine feminine دستور زبان

Lengua de Papúa-Nueva Guinea.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنجر

    noun

    arma blanca de lámina aplanada y remate agudo

    Es gracioso como decides recordar eso con mi daga a tus espaldas.

    جالبه با اينکه خنجر من پشتته تصميم ميگيري اون قضايا رو چطوري به ياد بياري.

  • دشنه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Daga
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنجر

    noun

    Lamentablemente Daga, los engranajes de la vida se mueven inexorablemente en una sola dirección.

    متاسفانه خنجر ، دنده هاي زندگي بطور اجتناب ناپذيري. در يک جهت حرکت ميکنند

تصاویر با "daga"

اضافه کردن

ترجمه های "daga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه