ترجمه "de campo" به فارسی
روستایی ترجمه "de campo" به فارسی است.
de campo
-
روستایی
Un sirviente de la casa de campo de Dudley ha encontrado su cuerpo esta mañana.
خدمتکار دادلی در خونه روستایی امروز صبح جسدش رو پیدا کرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " de campo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "de campo" با ترجمه به فارسی
-
اردوگاه مرگ
-
اکلیلالملک · شيرينشبدر زرد · ملیلوتوس افیسینالیس · یونجه زرد
-
آزمايشهاي ميداني · آزمایشگری میدانی · کارآزماییهای ميداني
-
نام زمینه
-
دکمه زمینه
-
ترانزیستور اثر میدان
-
اردوگاه کار اجباری
-
معادله میدان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن