ترجمه "debilidad" به فارسی
سستی, ضعف, ضعف اخلاق بهترین ترجمه های "debilidad" به فارسی هستند.
debilidad
noun
feminine
دستور زبان
Condición de estar débil. [..]
-
سستی
noun -
ضعف
nounFuerte preferencia o inclinación.
En un momento de debilidad, comes chocolate o besas al chico equivocado.
توی لحظات ضعف آدم شکلات می خوره ، یا یه پسر رو به اشتباه بوس می کنه.
-
ضعف اخلاق
noun
-
ترجمه های کمتر
- ضعف و ناتوانی
- قصور
- نحیفی
- نقطه ضعف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " debilidad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "debilidad" با ترجمه به فارسی
-
ضعف پا
-
فقدان غذا · محدوديت غذايي · محروميت خوراكي · محروميت غذايي · گرسنگی · گشنهمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن