ترجمه "decidido" به فارسی
اجباری, ثابت, ثابت قدم بهترین ترجمه های "decidido" به فارسی هستند.
decidido
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
اجباری
adjective -
ثابت
adjectiveGabrielle estaba decidida a probarse que podía seguir adelante sin el dinero de Carlos.
گابريل مصمم بود ثابت کنه ميتونه بدون پول کارلوس امورات خودشو بگذرونه
-
ثابت قدم
adjectiveAunque podría haberse dado por vencido después de un accidente devastador en las Olimpíadas de 2010, él decidió perseverar.
هرچند که میتوانست بخاطر تصادف خسارتبار در رقابت های المپیک ٢٠١٠، از ادامۀ شرکت واگذاری کند، اوتصمیم گرفت ثابت قدم بماند.
-
ترجمه های کمتر
- خم شده
- صاحب عزم
- مصمم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decidido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decidido" با ترجمه به فارسی
-
تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · در نظرداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن