ترجمه "declarado" به فارسی
اظهار شده, اعلان شده, شناسایی شده بهترین ترجمه های "declarado" به فارسی هستند.
declarado
verb
دستور زبان
-
اظهار شده
adjective -
اعلان شده
adjectiveMuchos amigos han muerto en una guerra no declarada.
دوستان زیادی رو تو جنگی که اعلان نشده بود از دست دادم
-
شناسایی شده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " declarado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "declarado" با ترجمه به فارسی
-
ارائه دادن · اظهار · اظهار داشتن · اعلان کردن · اقامه کردن · بحق دانستن · بروز دادن · برچسب زدن · توضیح دادن · دانستن · روشنگری · فرض کردن · مقرر داشتن
-
ارائه دادن · اظهار · اظهار داشتن · اعلان کردن · اقامه کردن · بحق دانستن · بروز دادن · برچسب زدن · توضیح دادن · دانستن · روشنگری · فرض کردن · مقرر داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن