ترجمه "defensor" به فارسی
مدافع, استدلال کننده, حامی بهترین ترجمه های "defensor" به فارسی هستند.
defensor
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Un jugador del campo que tiene como rol principal impedir que los adversarios marquen goles. [..]
-
مدافع
nounposición de juego en fútbol
Así, el adulto adecuado debería ser en realidad un abogado o quizá un defensor de niños preparado.
پس بزرگسال واجد شرایط باید یک وکیل باشد و یا یک مدافع حقوق کودکان آموزش دیده.
-
استدلال کننده
nounY nuestro defensor ''en contra'' aquí arriba dejó claro de que en realidad sí tenemos.
و استدلال کننده مخالف آن بالا به وضوح بیان کرد که ما در حقیقت داریم.
-
حامی
nouny desde entonces se ha convertido en un gran defensor de la idea.
و از آن زمان تاکنون حامی بزرگ کل این ایده شده است.
-
ترجمه های کمتر
- طرفدار
- قیم
- ولی
- وکيل
- وکیل مدافع
- پشتيبان
- پشتیبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defensor" با ترجمه به فارسی
-
دادآور
-
اندرز · رایزن · رایزنی · طرفدار · مستشار · مشاور · مشورت
-
پشتيبان
-
دادآور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن