ترجمه "dejado" به فارسی
انبوه ترجمه "dejado" به فارسی است.
dejado
adjective
verb
masculine
دستور زبان
persona lenta [..]
-
انبوه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dejado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dejado" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
-
دور انداختن
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
عقب گذاشتن · پیشی جستن از
-
ادامه ندادن · امتناع کردن · بازایستادن · بس کردن · تخصیص دادن به · ترک کردن · خواستن · دست برداشتن از · دست کشیدن · رفتن · روا کردن · قرض کردن · مجاز کردن · منع کردن · موقوف شدن · میل کردن · ندیده گرفتن · نشلیدن · نهادن · هشتن · وقف کردن · ول کردن · گذاشتن · گرفتن
-
ادامه ندادن · امتناع کردن · بازایستادن · بس کردن · تخصیص دادن به · ترک کردن · خواستن · دست برداشتن از · دست کشیدن · رفتن · روا کردن · قرض کردن · مجاز کردن · منع کردن · موقوف شدن · میل کردن · ندیده گرفتن · نشلیدن · نهادن · هشتن · وقف کردن · ول کردن · گذاشتن · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن