ترجمه "demanda" به فارسی
تقاضا, ادعا, استعلام بهترین ترجمه های "demanda" به فارسی هستند.
demanda
noun
verb
feminine
دستور زبان
Deseo, habilidad o disposición de un individuo para comprar un bien o servicio. [..]
-
تقاضا
Principio económico.
Hay una gran demanda de racionada de alimentos si puedo encontrarlo.
اگه بتونيم پيدا کنيم براي جيره غذا تقاضا زياده.
-
ادعا
nounNunca la demanda ha hecho justicia para nosotros.
هيچوقت ادعا نکرديم که که در حقمون انصاف شده
-
استعلام
noun
-
ترجمه های کمتر
- استفسار
- اظهار
- بازجویی
- تحقیق
- جستار
- دعوی قضایی
- سئوال
- پرس و جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demanda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demanda" با ترجمه به فارسی
-
بار آلاینده · بي.ا.دي · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · سي.ا.دي · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن · نيازشيميايي به اكسيژن
-
ملزومات سرمایهگذاری
-
توابع تقاضا
-
ویدیو هنگام درخواست
-
نياز به اكسيژن (موجودات زنده)
-
عرضه و تقاضا · موازنه بازار · موازنه عرضه · پاسخ به عرضه
-
کشش متقابل تقاضا
-
چاپ بنابر تقاضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن