ترجمه "dermis" به فارسی

پوست, روپوست جانوري, ميانپوست بهترین ترجمه های "dermis" به فارسی هستند.

dermis noun feminine دستور زبان

Capa de piel entre la epidermis y los tejidos subcutáneos.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    La falta de exposición conservó algo de la dermis.

    در معرض ديد نبودن باعث شده که يه سري از غشا ميان پوستي حفظ بشه

  • روپوست جانوري

  • ميانپوست

  • پينه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dermis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dermis
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درم (پوست)

اضافه کردن

ترجمه های "dermis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه