ترجمه "derramar" به فارسی
ترشح کردن, روان شدن, ریختن بهترین ترجمه های "derramar" به فارسی هستند.
derramar
verb
دستور زبان
-
ترشح کردن
verb -
روان شدن
verb -
ریختن
verbParece que derramar lágrimas de dolor es parte esencial del proceso de recuperación.
این طور به نظر میرسد که ریختن اشکِ غم برای التیام یافتن بسیار ضروری است.
-
ترجمه های کمتر
- فواره زدن
- پراندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " derramar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "derramar" با ترجمه به فارسی
-
آلودگی نفتی · نشتهاي نفتي
-
روان شدن · فواره زدن · پراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن